تبليغاتX
وبلاگ وحید محمدی

این هم لینک دانلود فیلم هاله نور آقای دکتر محمود ملتی نژاد (البته ایشون چون خودشون را ملت ایران میدونن عرض میکنم) در این فیلم کاملا مشخص است که ایشان دروغ بزرگی را بر زبان میاورند، حد و مرز دروغ های احمدی تژاد بیش از انتظار شده است، لطفا به همگان سند کرده و اطلاع رسانی نمایید تا مبادا مردم ایران گمراه شوند

http://www.ayandenews.com/files/fa/news/1388/3/16/11816_175.wmv 

 

با تشکر وحید محمدی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:5  توسط وحید محمدی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سلام ساني جان

ساني بگم؟ ساني بگم؟ نه واقعا بگم؟ خداوكيلي بگم؟ مي‌گما! آها، كه اين‌طور، باشه!

ساني‌جان من تحت تاثير ادبيات رئيس‌جمهورمان در مناظره به سر مي‌برم كماكان. مثلا حتي هر كس از من مي‌پرسد حالت چطوره؟ جواب مي‌دهم حالم چطوره؟ بگم؟ بگم حالم چطوره؟ آره بگم؟ ديروز رفته بودم سوپرماركت از همان سيگار تو بخرم، ديدم همه مردم چقدر به رئيس‌جمهورشان علاقه دارند. مشتري مي‌گفت اين شير ما چند شد؟ صاحب مغازه خيره شد به او و گفت: بگم؟ بگم چند شد؟ بگم؟!

ساني خوبم گمان مي‌كنم احمدي‌نژاد در مناظره با بقيه هم از همين روش موفق استفاده خواهد كرد. مثلا به كروبي خواهد گفت: من پرونده عينك آفتابي خانم شما را دارم. من مي‌دانم مارك عينك آفتابي چيه! بگم ماركش چيه؟ بگم؟

يا در مناظره با رضايي خواهد گفت من اخيرا اطلاع پيدا كردم پسر شما از ايران رفته به يك كشور ديگر. من يك نقشه جغرافيا همراه خودم آورده‌ام و الان نشان مي‌دهم كجا رفته. بگم به كجا رفته؟ بگم؟ بگم؟

ساني تو شاعري، غلط‌هاي شعري من را ببخش اما مي‌خواهم خطاب به رئيس‌جمهورمان به شعر بگويم: «با نگاهت اين روزا / داري منو چوب مي‌زني بگم بگم كه داري خوب مي‌زني؟!»

و ايضا مي‌خواهم خطاب به تو بگويم «به من از روزهاي كوتاه شباي سرد زمستون/ زوزه سگ‌هاي ويلون شب خلوت بيابون/ بگوبگو‌با هميم، ولي از دوري‌ات نگو/ منو نترسون».

تو هم قاعده بازي را رعايت كن و جواب بده «بگم، بگم باهميم ولي از دوري‌ام نگم تو رو نترسونم!»

ساني آخرين جمله اين نامه را هم مي‌خواهم بنويسم و يا به تعبيري بگويم. حالا جدا بگم؟ بگم؟ خب مي‌گم، تا ميرحسين يك ياحسين!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 11:56  توسط وحید محمدی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ساني جان سلام

مي‌دانم كه تو تلويزيون تماشا نمي‌كني از اين‌رو من در اين نامه‌ها برايت وقايع تلويزيوني انتخابات را مي‌نويسم. امروز در اين نامه مي‌خواهم فيلم دوم تبليغاتي آقاي احمدي‌نژاد را حدس بزنم!

ساني عزيزم گمان مي‌كنم فيلم دوم رئيس‌جمهور اينطور خواهد بود:

1- آقاي احمدي‌نژاد از يك جايي بازديد مي‌كند. آنجا خيلي ويرانه است. ده‌ها نفر آنجا تركيده‌اند! چنان است كه گويي آمريكا علاوه بر هيروشيما و ناكازاكي آنجا هم بمب اتم انداخته! همه سه كيلومتر زير خط فقر هستند. يازده بيماري مهلك و مسري آنجا را فرا گرفته. خاتمي نگذاشته آنجا لوله‌كشي آب شود و خودش شخصائ لوله‌ها را جمع كرده ريخته پشت وانت برده! بعد رئيس‌جمهور مي‌آيد آنجا را مي‌بيند. خيلي مي‌بيند!

2- آقاي احمدي‌نژاد مي‌آيد دفترش و تمام وزرا، استانداران كل كشور، شهرداران، فرمانداران و... همه را جمع مي‌كند، سپس با لحن آلن‌دلون يا آميتا پاچان در فيلم قانون كه با پدرش صحبت مي كرد با وزرا حرف مي‌زند. بغض مي‌كند. موسيقي يك فيلم هندي در پس‌زمينه پخش مي‌شود و الهام مدام زمزمه مي‌كند «آواراهو»! بعد همه با هم مي‌روند آنجا را بسازند. دولت طي يك ساعت براي همان منطقه نوزده هزار مصوبه مي‌گذراند!

3-آقاي احمدي‌نژاد دوباره مي‌رود آنجا تماشا كند. حالا در تصويري مي‌بينم براي اهالي آنجا يك كنار كاخ ورساي ساخته شده. يك نفر مي‌آيد گله مي‌كند كه چرا براي من كاخ كرملين ساخته‌ايد و رئيس‌جمهور به وزرا مي‌توپد و اعلام مي‌كند تا خون در بدن داريد كاخ اين بنده خدا را عوض مي‌كنيد! آنجا همه شادمانند. ارزاني مردم را خفه كرده حتي توالت دستشويي‌هايشان بوي «كريستين ديور» مي‌دهد!

4- احمدي‌نژاد مي‌آيد مقابل دوربين مي‌گويد قابلي نداره، نوش جان، خوش‌مزه نبود ميل نكردين؟! ما خادم شماييم، نه بابا كي را\ي مي‌خواد؟!

ساني‌جان با خيال راحت اطمينان كن كه فيلم رئيس‌جمهور همين خواهد بود.

حالا استراحت كن. حالت چندان خوب نيست.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 10:13  توسط وحید محمدی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 
مجید انصاری با حضور در برنامه زنده تلویزیونی به نام جريان نسبت به برخی دخالت‌های بسیج در انتخابات اعتراض کرد و آن رانوعی بداخلاقی انتخاباتی دانست


به گزارش «موج سوم» به نقل از یاری: مجید انصاری که در  برنامه‌"جريان" در شبکه اول سیما حضور یافته و با سعید ابوطالب گفتگو می‌کرد، در بخشی از سخنان خود نسبت به دخالت‌های بسیج در انتخابات انتقاد کرد.

مجید انصاری که در مورد کارکرد احزاب سخن می‌گفت با اشاره به اینکه نباید این کارکرد توسط برخی نهادها مانند بسیج و مساجد انجام شود گفت: «بنده در سفرهایی که برای ایجاد ستادهای انتخاباتی به شهرستان‌های مختلف می‌روم با این مساله مواجه هستم، البته این هنوز یک جریان فراگیر نیست ولی نشانه‌های جدی وجود دارد.»

مجید انصاری در پاسخ به این سوال مجری برنامه "سعید ابوطالب" در مورد اینکه بسیج می‌تواند به طور کلی و بدون مصداق مردم را به مشارکت دعوت کند گفت: «چنین مساله‌ای نیست و در انتخابات‌های قبلی نیز سابقه داشته است که این دعوت به مشارکت به نفع یک کاندیدا باشد.»

عضو مجمع روحانیون مبارز افزود: «وقتی یک تعداد به عنوان هادیان سیاسی بسیج در همایش‌هایی شرکت می‌کنند و می‌گویند وظیفه شرعی است که به فلان نامزد رای بدهید، این ایجاد نگرانی می‌کند، البته بدنه بسیج هم در تمام موارد از این فرمان‌ها پیروی نمی‌کند.»

انصاری به اظهارات اخیر سردار جعفری اشاره کرد و البته گفت که هر عضو نیروی مسلح آزاد است که به صورت فردی در انتخابات شرکت کند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین در مورد عملکرد صدا و سیما آن را قابل مقایسه با دوره‌های پیش ندانست و از آن به عنوان رسانه حکومتی یاد کرد و در پاسخ به این اظهار نظر ابوطالب که صدا و سیما رسانه ملی است و از سوی دولت به تخریب متهم می‌شود نیز گفت: «می‌توانیم نظرسنجی کنیم، همین فردا من لباس روحانیت را در می‌آورم و با شما با کت و شلوار در برابر درب صدا و سیما از مردم می‌پرسیم که صدا و سیما از دولت آقای خاتمی بیشتر حمایت کرده است یا از دولت آقای احمدی‌نژاد.»

انصاری با اشاره به نامه‌های متعدد به رهبری در مورد اینکه نواقص قانون انتخابات در حکم یک معضل برای نظام است، به پاسخ رد مقام رهبری به این مساله اشاره کرد و خبر از آن داد که با این حال مقام رهبری از مجمع تشخیص مصلحت نظام خواسته‌اند تا سیاست‌های کلی نظام در مورد نظام انتخاباتی را تببین کنند.

گفتنی است، مناظره میان ابوطالب و مجید انصاری درحالی در شبکه اول سیما برگزار شد که هر دو آنها پیشتر از «میرحسین موسوی» اعلام حمایت کرده‌اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 22:51  توسط وحید محمدی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سلام ُ دیروز و پریروز دماوند رفته بودم ُ باغ یکی از دوستان ُ دو روزی اونجا بودم ُ اتفاقات جالبی افتاد که بد نیست به شما هم بگم .

این بخش رو یک خاطره بدونید                                                                                              وحید : من هستم        سینا: دوستم       مامور اول : ستوان ۱  مامور دوم : ستوان ۲

ساعت ۱۱ صبح بود که از ویلا زدیم تو جاده فیروزکوه که بریم فیروزکوه خرید کنیم   ماشین هم هینوندای کوپه ماتیکی بود ُ من و سینا بودیم رفتیم خرید کردیم و برگشتیم ُ تو راه برگشت ناگهان صدایی از بلند گو گفت : راننده کوپه بزن کنار آقا ُ 

سینا: وحید ما که کاری نکردیم ُ میگه بزن بغل

وحید : بزن بغل ُ خوب ما که کاری نکردیم نگران باشیم

زدیم بغل و منتظر بودیم طبق قانون اونها بیان بالا سر ماشین ماُ انقدر نرفتیم تا اومدن ُ البته این کار به ضررمون تمام شدُ حدودا یه ربی داشتند ماشین رو میگشتن که یه چیزی پیدا کنند که بتونند گیر بدنُ

دیدن هیچ چی ندارن گیر بدن گفتن مدارک ماشین:

وحید: سینا مدارک کجاست؟

سینا : توی داشبورده

رفتم و مدارک رو آوردم ُ

مامور اول : مدارک که کامل هستش ُ او کی ُ گواهینامه؟

ــگواهینامه؟ وااای گواهینامه همراهمون نیستُ بیچاره شدیم ُ بهانه ای که دنبالش بودن رو گیر آوردن

مامور دوم : مشکلی نداره

وحید: جددا جناب سروان؟

ماور اول : چرا که نه ُ بچه کجایید؟

وحید : بچه تهران ُ

مامور اول : خوب ُ پس با آژانس میتونید برید خونه

سینا : وای نگو جناب سروان ُ نمیشه ُ ماشین رو نخوابونید تو رو خدا

وحید : (من فهمیده بودم چه مرگشونه چون هی کشش میدادن) جناب سروان چیکار کنیم که نخوابونید؟ هر کاری بگید میکنیم جز خوابوندنُ همیشه یه راه سومی هم هست

مامور دوم : جناب سروان من از شما خواهش میکنم یه راهی جلوشون بذارید ُ بچه تهرانن ُ بچه های خوبین

مامور اول : نمیدونم ُ خودتون یه کاری بکنید من ازتون بگذرم دیگه

سینا: خوب آخه چه راهی؟

مامور دوم : خنگ ُ دوستت فهمید (رو به من ) مگه نه؟

وحید : آره بابا ُ الان میام

(رفتم تو ماشین مثلا پول بیارم ُ حدود ۱۰۰ تومان اون لحظه توی جیبم بودُ ۳۵۰۰۰ تومان گذاشتم تو جیبم و ۱۵۰۰۰ تومان رو حاضر کردم و دادم به ستوانه)

مامور اول : این چیه؟ این ما رو نمیسازه

وحید : جناب سروان ندارم به خدا

مامور اول: اصلا تو به من رشوه دادی؟ سرکار بزن تو پروندش

وحید : باشه بابا ُ غلط کردم (و ۱۵.۰۰۰ تومان دیگه آخر سر بهش دادم)

سینا: دیگه امری نیست؟

مامور اول : قوانین رو رعایت کنید ُ با احتیاط برانید

وحید : خسته نباشید ًُ با اجازه

و بعد همه رفتیم و این شد داستان دولتی که همه دزدند و حرام خور ُ این شده زندگی ما که پلیسهای ما تا ماشین مدل بالایی میبینند آب دهنشون راه میفته واسه گیر دادن و رشوه گرفتن

واقعا متاسفم ُ این اولین بار نبود این اتفاق واسه ما افتاده بود ُ ولی مجبور بودیم به خاطر بعضی مسائل بیانش نکنیمُ که کردیم دیگه

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 11:55  توسط وحید محمدی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

از اون روز که نود رو میدیدم که به طرز عجیب و غریبی اس  ام اس هاش ترکید  یا جمله ی فردوسی پور در برنامه قبلیش که غیر مستقیم انتخاب فدراسیون فوتبال به عنوان بهترین در آسیا را زیر سوال برد فهمیدم که تربیت بدنی انتی دموکرات ما او را محاصره خواهد کرد

به قول نشریه خانواده سبز آقای شجاعی مهر اول حسنی ُ بعد مجری شب شیشه ای و حالا عادل فردوسی پور و حالا نفر بعدی کیه؟

شاید تلویزیون ما شده جای تعریف از دولت نهم و زیردستان دولت و ...

دانشجویان صنعتی شریف که دانشجویان برجسته ای هستند نیز در نمیدونم کجا با تشکیل زنجیره انسانی به شکل ۹۰ از این برنامه دفاع و  حمایت کردند

کلا کل فوتبال کشور از عادل و ۹۰ حمایت کرد و امیدوارم روزی برسه که دیگه بی جنبگی و پایین بودن سطح انتقاد پذیری مسئولان جامعه حل شود

و در آخر نظر شما در مورد اتفاقات افتاده در ۹۰ چیه؟ خبر جدیدی دارید؟ منتظرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 16:4  توسط وحید محمدی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

تخريب آرامگاه كوروش در جريان  مرمت سقف آرامگاه

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 21:19  توسط وحید محمدی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin