حقیقت این است که بیشتر ما به دلخواه خود، مسیر زندگیمان را انتخاب نکرده ایم. بطور مثال، بعضی اشخاص تابع جریان زندگی هستند، مثل این که سوار بر قایقی بدون پارو در حرکتند و به هر جا که قایق آنها را می برد راضی هستند حتی اگر مقصد به میل آنها نباشد، در مورد شغلشان نیز آن راهی که دردسر کمتری دارد را انتخاب می کنند و ترجیح می دهند خیلی درگیر کارهای سخت نشوند!
مطمئنا" این که به امروز فکر کنیم و هیچ تصویری از آینده نداشته باشیم، آسان ترین راه است و با این تفکر ضعیف است که خیلی از افراد به اولین کاری که به آنها پیشنهاد می شود، تنها به صرف اینکه مشغول باشند، راضی هستند ولی حقیقت این است که ذاتا" هیچ لذتی از شغلشان نخواهند برد. اگر دقیق تر بنگریم در می یابیم که هر کدام از ما می توانیم با داشتن پارویی که همان اراده ما است به قایق زندگیمان مسیری دلخواه ببخشیم.
در سالهای اخیر به مقاله هایی برمی خوریم که راهکارهایی را برای اینکه زنان بتوانند مرد مناسب خود را پیدا کنند، عنوان کرده اند که بیشتر نویسنده های این عناوین، خود خانم ها بوده اند ! یک مقدار عجیب است، چون در دنیایی که بیشتر زنان مردان دلخواه خود را براحتی می توانند پیدا کنند و یا برعکس، دیگر نیازی به راهنمایی وجود ندارد.
نظر و دیدگاه یک مرد در این مورد کارآمد تر است، در واقع اگر به دنبال یک همراه و شریک زندگی مادام العمر هستید، تنها راه و ساده ترین آن این است که " یک زن واقعی باشید. "
آموختن، یکی از ملزومات زندگی انسان است که هرکسی ناگزیر به تجربه آن می باشد. این مقوله از زمان کودکی تا پایان عمر در زندگی افراد نقش دارد و از اهمیت بسزایی برخوردار است.
آموزش در کنار پیشرفت علوم و تکنولوژی معنای مهم تری به خود می گیرد که همواره مورد توجه متخصصین، نخبگان و کارآفرینان بوده است.
توجه افراد خاص مانند نخبگان و کارآفرینان به آموزش حین فعالیت، به این دلیل است که آن ها معتقدند آموختن هر علمی در هر زمانی، تنها برای همان زمان مفید است و گذشت زمان، موجب کهنگی آگاهی و تخصص افراد می شود که لازم است فرد اطلاعات خود را افزایش دهد و به اصطلاح به روز نماید.
افراد موفق صرف داشتن مدرک را دلیل بر توانمند بودن کسی نمی دانند و براین باور خود استوارند که یک متخصص هنگامی که تحصیلاتش به پایان می رسد و گواهینامه پایان دوره اش را دریافت می کند درواقع یک متخصص آماتور است که باید هرچه سریعتر درگیر کار مربوط به تخصص اش شود تا طی آزمون و خطاهای متعدد علوم تئوری آموخته خود را در قالب پروژه های عملی تقویت و اشکال زدایی کند. این گونه است که می توان نواقص و ضعف های خود را شناخت و آن ها را برطرف کرد.
در کارم که کمک به دیگران برای رسیدن به تغییری که می خواهند است، یاد گرفتم که اکثر ارباب رجوع هایم خوب معنی تغییر را درک نمی کنند. وقتی می بینند که تغییر چقدر ساده امکانپذیر است، هیجان زده می شوند و فکر می کنند که واقعاً می توانند تغییر کنند و یک دنیای کاملاً جدید برایشان گشوده می شود.
جایی که افراد درمورد تغییر کمی سردرگم می شوند این تفکر اشتباه است که برای تغییر کردن، باید تغییرات بزرگ و سخت در زندگیتان رخ دهد تا تفاوت را مشاهده کنید.
این به هیچ وجه درست نیست. یک تغییر کوچک، اگر درست باشد، می تواند دستاوردهای بزرگی را برایتان به همراه داشته باشد.
برای مثال، هواپیمایی که از آتلانتا به هاوایی پرواز می کند اگر یک درجه در انتخاب مسیرش اشتباه کند، سر از استرالیا درمی آورد. وقتی این مسئله را به زندگی خودمان تعمیم می دهیم، می بینیم که ایجاد فقط یک تغییر کوچک اما درست در روند زندگیمان، تفاوت زیادی در آن ایجاد خواهد کرد.
مردی را می شناختم که هیکل خیلی چاق و بد قواره ای داشت و تصمیم گرفت که شروع به دوندگی کند. روز اول، یک تغییر کوچک در روزش ایجاد کرد. از صندوق پست جلوی خانه خودش را تا صندوق پست جلوی خانه همسایه دوید و برگشت. او توانست با اضافه کردن یک صندوق پست دیگر به هر بار دویدنش، امسال در مسابقه ماراتن شرکت کند.
تغییرات کوچک، دستاوردهای بزرگ
اجازه بدهید یک مثال از یکی از ارباب رجوع هایم برایتان بگویم. این فرد واقعاً دوست داشت که یک برنامه پس انداز برای خودش داشته باشد اما فکر می کرد که برای شروع هیچ پولی ندارد.
تجربه می گوید اگر به جای درست نگاه کنید، همیشه کمی پول آنجا هست. متوجه شدیم که او هر روز صبح در راه رفتن به محل کارش، 2 هزار تومان برای خریدن یک سودا و یک عدد شکلات خرج می کند. این مقدار کم پول، در هفته 10 دلار، در ماه تقریباً 43 دلار ظرف یک سال 500 دلار می شود.
اگر آن 2 دلار را هر رور در قلکتان بیندازید می بینید که پس انداز خوبی خواهید داشت که همه ن مدیون ایجاد یک تغییر کوچک در وضعیت دخل و خرجتان است.
تغییرات کوچک، دستاوردهای بزرگ
خوب اجازه بدهید حالا اینها را وارد زندگی خودمان بکنیم. یک چیزی که همیشه دوست داشتید تغییر دهید را انتخاب کنید، فقط یک چیز کوچک که همیشه دوست داشته اید آنرا به طریقی دیگر انجام دهید. مثلاً ترک چای، پیاده روی عصرها، زودتر خوابیدن شب ها، گوش کردن به حرف بچه هایتان، لبخند زدن به همسرتان، و امثال آن. همه اینها تغییرات کوچکی هستند که می توانند نتایج بسیار بزرگی به همراه داشته باشند.
پیشنهاد من این است:
این روش را امتحان کنید و ببینید آیا نتیجه می گیرید یا نه. برای هفته آینده فقط یک کار کوچک را به طریقی متفاوت انجام دهید و نسبت به آن خودتان را متعهد کنید.
مطمئنم نتیجه خوبی می گیرید طوری که این تغییرات کوچک را در زندگیتان بیشتر و بیشتر می کنید. آنوقت است که زندگیتان به کل متفاوت از قبل می شود.برای ایجاد یک تغییر ماندگار در زندگی، باید هم به جنبه های بیرونی و هم درونی کاری که برای ایجاد یک تجربه رضایت بخش تر در زندگی لازم است، توجه داشت. برای اینکه از زندگی نهایت استفاده را ببریم، رویکردمان نسبت به ارزیابی که از وضعیت فعلیمان داریم باید رویکردی جامع باشد و در قسمت هایی که رضایت چندانی از سطح تعهدمان نداریم، تغییرات مناسب ایجاد کنیم.
برای ارزیابی خود باید چهار جنبه را در یک برنامه جامع برای رشد و پیشرفت و سلامت خود در آینده مد نظر قرار دهیم: این جنبه ها عبارتند از:
تجربیات درونی شخصی خودمان
رفتارها و ظاهر بدنمان
ارتباطات فرهنگی مان
جامعه و محیط اطرافمان
در زیر به سوالاتی اشاره می کنیم که برای ارزیابی تجربیات درونی شخصی می توانید از خودتان بپرسید:
از نظر احساسی من در چه وضعیتی هستم؟ آیا احساس آرامش می کنم یا اینکه عصبی هستید؟ آیا لازم است از تکنیک ها کاهش استرس استفاده کنم تا استرس زندگیم کمتر شود؟ روحیاتم اخیراً در چه وضعیتی بوده؟ چطور می توانم زندگیم را لذت بخش تر بکنم؟
از نظر ذهنی و فکری در چه وضعیتی هستم؟ آیا نسبت به کارهایی که اخیراً انجام می دادم، انگیزه ذهنی دارم؟ آیا فراموشکار شده ام و افکارم پریشانند؟ چطور می توانم تمرکز ذهنیم را در زندگی بالاتر ببرم؟
از نظر معنوی در چه وضعیتی هستم؟ آیا ارتباط معنوی معناداری دارم؟ آیا باید فعالیت های معنوی زندگیم را بیشتر کنم؟
در ارزیابی وضعیت ظاهری بدن و رفتارهایتان باید بر چیزهایی که ژنتیکی به شما ارث رسیده، وضعیت بدنتان و همچنین سلامتی عمومیتان توجه کنید. اگر توارث ژنتیکیتان طوری است که شما را در معرض برخی بیماری های خاص قرار می دهد باید بیشتر از حد معمول مراقب خودتان باشید. باید به اندازه کافی استراحت و ورزش داشته باشید، رژیم غذایی متوازنی را دنبال کنید و به مقدار لازم از مایعات استفاده کنید تا در وضع سلامتی خوبی بمانید. نگه داشتن وزنتان در حد نرمال نه تنها باعث می شود که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید بلکه بسیاری از خطرات سلامتی را هم از شما دور می کند. چکاپ ها پزشکی مداوم هم برای جوانان و هم برای افراد سالخورده توصیه می شود. از خودتان بپرسید چطور می توانید با ایجاد برخی تغییرات در الگوهای رفتاریتان، سلامت بدنتان را ارتقاء دهید.
ارتباطات ما با دیگران حس تعلق و حمایت در سختی ها زندگی به ما می دهد. برای این منظور باید ارتباطاتمان را با خانواده، عزیزان، دوستان، آشنایان، همکاران و دیگران بسنجیم. خیلی از افراد انرژیمان را می گیرند اما خیلی ها هم به ما انرژی می دهند. باید یاد بگیریم دقتمان را بیشتر با آنهایی بگذرانیم که به ما انرژی می دهند و تا می توانیم زمان کمتری را در کنار کسانی باشیم که انرژیمان را هدر می دهند. از خودتان بپرسید برای ارتقای روابطتان با آنهایی که فکر می کنید نادیده شان گرفته اید در چند روز آینده چه باید بکنید؟ چطور می توانید ارتباطاتتان را زنده تر و رضایت بخش تر بکنید؟
و در آخر محیط اطرافمان که آن هم عامل بسیار مهمی در ایجاد یک زندگی جامع و کامل برای ماست. از خودتان بپرسید که با محیط اطرافتان چطور برخورد می کنید؟ آیا برای حفظ امنیت و سلامت آن هر چه در توانتان باشد انجام می دهید؟ آیا در خانه، جامعه، در شهر یا کشورمان، و به طور کل در همه جای دنیا برای محیط اطرافمان ارزش قائل هستیم؟ آیا از تکنولوژی به نحو احسن استفاده می کنیم؟ برای زیباتر کردن دنیای اطرافمان چه می توانیم بکنیم؟
اعتقادات ما قدرت زیادی در تعیین احساس و عمل ما دارد. دستگاه اعتقادی ما هرچه امیدوارتر، مثبت تر و خوشبین تر باشد، احساس انرژی و لذت بیشتری در زندگی خواهیم داشت و فرصت های بیشتری برای ایجاد زندگی که دوست داریم در اختیارمان خواهد بود.

مورد بی احترامی و بی اعتنایی قرار گرفتن یکی از مسائلی است که معمولاً موجب ناراحت و عصبانی شدن افراد می شود. چه کسی تحمل بی حرمتی را دارد؟ مطمئناً هیچ کس. برخورد مشکلات زیادی به همراه می آورد مثل پایین آوردن اعتماد به نفس و عصبانی کردنتان. اما زود قضاوت کردن درمورد چنین رفتارهایی مشکلات بیشتری برایتان خواهد داشت.
سوال من این است: مورد بی احترامی قرار گرفتن یعنی چه؟ افراد مختلف پاسخ های متفاوتی برای این سوال دارند. این حسی کاملاً شخصی است و با جرات می توانم بگویم که این فکر خود افراد است که باعث می شود فکر کنند مورد بی احترامی قرار گرفته اند. خیلی وقت ها طرف مقابل اصلاً قصد بی حرمتی نداشته است. به همین خاطر پیشنهاد می کنیم که قبل از نتیجه گیری درمورد رفتار دیگران، یک قدم عقب بردارید و با خودتان فکر کنید چرا چنین حسی دارید.
معمولاً وقتی حس می کنید مورد بی احترامی قرار گرفته اید که مثلاً بچه تان آنطور که به او گفته اید رفتار نمی کند. اما آیا آن بچه می گوید، "من میخوام با انجام ندادن این کار به پدر و مادرم بی احترامی کنم؟" واقعاً شک دارم. مشکل اینجا این است که این والدین هستند که آن رفتار را بی احترامی می بینند در حالیکه انجام ندادن آن کار توسط آن بچه می تواند دلایل دیگری داشته باشد.
تکرار عادت موجب سکون می شود و خلاقیت و پیشرفت را از بین می برد، هرگاه که ماکاری را بدون دقت و انگیزه کافی انجام می دهیم یا عقاید، عادت ها و تجارب خود را با تعصب زیاد در کاری اعمال می کنیم، کم تر به این فکر هستیم که تغییر مثبتی در روند اجرای کار به وجود آوریم و ایراد و اشکال آن را برطرف سازیم. در واقع ما بدون توجه به پیشرفت های جدید و پیشنهادها و تجربه های مفید دیگران، به روش سنتی با افکار دیرینه خود به انجام آن کار می پردازیم بدون این که نکته جدیدی در رابطه با آن موضوع بیاموزیم یا تجربه کنیم. هر فرآیندی در زندگی ما می تواند مغلوب تکرار شود. هنگامی که ما می دانیم شغل مناسبی نداریم اما همچنان بدون هیچگونه تغییر در شرایط و موقعیت خود به کارمان ادامه می دهیم مغلوب تکرار شده ایم. با این که می دانیم تغییر می تواند ما را از این وضعیت ناخوشایند تکرار، رهایی دهد بازهم از تغییرگریزانیم و آن را غیر ممکن می دانیم یا از عواقب آن هراس داریم.
سال های سال با مشقت زندگی می کنیم اما به علت تصورات و باورهای نادرست و پیشگویی های خیالی، راضی به پذیرش تغییر نمی شویم.
بعضی ها فکر می کنند گذشت زمان خود به خود مشکل ها را رفع می کند اما تا زمانی که کسی یا چیزی تغییر نکند، مشکل حل نخواهد شد. والدینی که فرزندان جوان خود را در ابتدای زندگی زناشویی به اشتباه! راهنمایی می کنند که با گذشت زمان و به دنیا آمدن بچه مشکلات حل خواهد شد، در واقع این تغییر است که خواسته و ناخواسته بین طرفین بوجود می آید و مشکلات را حل می کند نه گذشت زمان! به همین دلیل زوجی که با تغییر میانه خوبی ندارند حتی با گذشت زمان و به دنیا آمدن یک پادگان بچه ! بازهم با یکدیگر مشکل خواهند داشت.
بعضی ها هم تصور می کنند که تغییر به معنی پشت پا زدن به سنت و اعتقادات گذشته یا نادیده گرفتن آداب و رسوم دیرینه و از دست دادن اصالت و بی احترامی به گذشتگان خویش است. البته، کاملا صحیح است که ما به اعتقاد و باورهای پیشینیان خود احترام بگذاریم و به آداب و رسوم آن ها توجه کنیم، اما ما در دنیایی زندگی می کنیم که روزبه روز در حال تغییر و دگرگونی است و علم با سرعتی پیشرفت می کند و روابط، اطلاعات و آگاهی افراد به گونه ای راحت تر و بیشتر و قضاوت ها عاقلانه تر و منطقی تر می شود که می توان هرگونه ایراد و اشکال در انجام امور گذشته را به سرعت برملا کرد و مانع از تکرار آن ها شد، بنابراین برای این که مورد حمایت اجتماعی و تشویق اذهان عمومی قرار بگیریم باید تغییرپذیر باشیم زیرا که تغییر در افکار و کردار و برنامه ها، بسیاری از اشتباهات و عادت های نادرست گذشته را از بین می برد و اطلاعات ما را به روز می کند و بهره وری را به همان نسبت افزایش می دهد.
وقتی که صحبت از ازدواج و انتخاب همسر می شود ناخودآگاه احساس می کنم که مرحله سخت و خسته کننده ای در پیش است. شاید دلیل این که آن را سخت و دشوار می دانم این است که نیاموخته ام چگونه همسر ایده آل خودم را انتخاب کنم، شاید به وقایای زندگی آشنا نیستم و شاید به قول بزرگترها سرد و گرم زندگی را نچشیدم.
اما، با آن که از مزایای ازدواج مطلعم و به آرامش نسبی و شگفتی های روحانی و احساسی آن اعتقاد دارم، تصور می کنم، ازدواج، انتخاب یکی از شاه راه های سرنوشت است و انتخاب نابه جا و اشتباه در این زمینه نتایج بد و ناگواری بر جای خواهد گذاشت. بنابراین برای رسیدن به انتخاب درست و ایده آل، هوشیاری و آگاهی و چشم انداز مدبرانه ای لازم است تا بتوانم تمام اثرات مثبت و منفی زندگی با همسر مورد نظرم را در جوانب مختلف و زمان های متفاوت بررسی نمایم.
به نظر من پیوند زناشویی به معنی سهیم شدن فرد دیگری از جنس مخالف با گذران زندگی ام است که تحت تاثیر حضور او تمام برنامه ها و اهداف شخصی و عمومی من، تصمیم های بزرگ و کوچک زندگی ام، روابط خانوادگی و عمومی ام، موقعیت های تحصیلی و شغلی و اجتماعی و موفقیت ها و پیشرفت هایم متحول خواهد شد.
اگر بخواهم به درستی زندگی کنم و آداب زندگی زناشویی را به جا آورم و به قوانین تعریف نشده! اما قابل انتظار احترام بگذارم، ناگزیرم که نظر، عقیده و باورهای همسرم را در اتخاذ تصمیماتم شریک نمایم و هم پای خواسته و توان او حرکت نمایم و هنگام درماندگی به احترام او بمانم تا مشکلش رفع شود و هنگام پیشرفت و موفقیت خود را به او برسانم تا از وجود من آزرده نشود و احساس شرم نکند.
من فکر می کنم این بـار چـندین نکته حساس و ضروری را در مـورد قرارهای ملاقات پیدا کردم و آنها را با کمال میل در اخـتـیار کسـانــی که دست یاری به سمت ما دراز کرده اند قـرار مـی دهم. اگر شما به تازگی قصد دارید به دنیای قرار های ملاقات وارد شوید و می خـواهـیـد در زنــدگی خود با
هـمسر آینده تان آشـنا شوید همیشه باید بر روی نکات و اطـلاعـاتی کـه در مـورد شیــوه هــای قرار ملاقات هستند مـروری داشـتـه بـاشید، تا تشخیص دهید که چه کارهایی باید انجام دهید. هیچ کدام از ما نمی توانیم ادعا کنیم که متــخصص قرار ملاقات هستیم و یک فرمول جادویی بلدیم
امروز می خواهیم یک نکته بسیار ساده درمورد اعتماد به نفس برایتان عنوان کنیم که نه تنها روی اعتماد به نفس درونی شما تاثیر می گذارد، بلکه باعث می شود بقیه هم شما را فردی با اعتماد به نفس بیشتر ببینند. این تغییر کوچک در رفتارتان اگر بطور مداوم مورد استفاده قرار گیرد، تاثیر شگرفی روی زندگیتان خواهد گذاشت، گرچه ساده ترین نکته ای است که بتوانید تصور کنید:
به ادامه مطلب مراجعه کنید
هرکسی استعدادی دارد. شاید استعداد شما پاشیدن شیر از دماغتان باشد...اما هرچه که باشد این هم استعدادی است. و تقریباً از همه استعددها می شود پول درآورد. کلید کار این است که آن استعداد پنهانتان را پیدا کنید و بعد آنرا به شکل یک بیزنس دربیاورید. متاسفانه خیلی ها در آن قسمت پیدا کردن استعداد درجا می زنند. به همین خاطر در این مقاله 55 راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهانتان معرفی می کنیم تا کار برایتان ساده تر شود.
بزرگترین نقطه شکاف زندگی افراد زمانی است که باورهایشان را تغییر می دهند. احتمالاً از خودتان می پرسید چطور باید عقیده تان درمورد یک چیز را تغییر دهید؟ درست است؟ این جزء طبیعت انسان است که از چیزی که موجب ناراحتی و رنج او می شود اجتناب کند. پس یکی از موثرترین راه ها برای تغییر یک باور این است که مغزتان را با درد و رنج توام با باور موجود عجین کنید. باید از ته دل احساس کنید که این باور نه تنها موجب غم و رنج شما در گذشته شده است، بلکه در زمان حال هم برایتان ناراحت کننده است و مطمئناً در آینده نیز همین منوال را دنبال خواهد کرد. دوم اینکه، باید شکل گیری یک باور جدید را با یک لذت وصف ناشدنی در ذهنتان همراه کنید. این الگوی ابتدایی است و آنقدر باید تکرار شود تا تغییرات قابل توجهی در زندگیتان ایجاد کند. نباید هیچوقت روانشناسی طبیعی انسان را فراموش کنیم که هرکاری که می کنیم یا از سر نیاز به دوری از درد و رنج است یا از میل به دست یافتن به لذت و خوشی و اگر هر چیزی را توام با درد و رنج در ذهنمان تصور کنیم، دیگر دست از آن فعالیت برخواهیم داشت

تا به حال به این فکر کرده اید که چقدر پول و اعتماد به نفس با هم مرتبط هستند؟
خیلی از اضطراب های درون فردی و مشکلات اجتماعی ما حول این مسئله می چرخد که پول مقیاس عدالت، مساوات و ارزش های انسانی است.
این مقاله را هفته گذشته در مجله “Naked Econimist” خواندم و این قسمت آن خیلی تاثیرگذار بود:
گروهی از تحقیقات اقتصادی نشان می دهند که حس سلامتی ما بیشتر با ثروت نسبی ما تعیین می شود تا ثروت واقعیمان.
به عبارت دیگر، ما به این توجه نمی کنیم که واقعاً چقدر پول داریم، بلکه بیشتر پولمان را نسبت به سایرین می سنجیم. در یک تحقیق بسیار جالب، رابرت فرانک اقتصاددان به اثبات رساند که اکثریت امریکایی ها ترجیح می دهند که 100،000 دلار پول در بیاورند درحالیکه سایرین 85،000 دلار کسب می کنند تا 110،000 دلار درمقابل 200،000 دلاری که بقیه درمی آورند.
کمی در این باره فکر کنید: مردم ترجیح می دهند چیزهای کمتری داشته باشند به شرطی که اموالشان از همسایه بیشتر باشد.
نکته اینجاست که یک ملت با یک کیک کوچک که بتوان آنرا عادلانه تر تقسیم کرد خوشحال تر هستند تا یک کیک بزرگ که نمی توان آن را عادلانه بین همه تقسیم کرد.
اوقات بیکاری فرصت ارزشمندی است برای کشف استعدادهای نهفته خود یا شناسایی توانمندی هایی از ذهن و روح و جسم مان که از آن ها بی خبریم. علاوه بر این می توان با استفاده از شیوه های مختلف از اوقات بیکاری برای التیام روح و جسم و رفع خستگی و کسالت استفاده کرد.

بی بهره گذاشتن اوقات بیکاری، دست ردی است به فرصتی که خداوند و طبیعت او در اختیار ما گذاشته اند. مهم این نیست که ما کدامین راه از فرصت های اهدایی خداوند را استفاده کنیم، مهم این است که اوقات بیکاری ما راهی باشد برای بهتر شدن ما. این بهتر شدن می تواند در نقطه از وضعیت وجودی مارا ارتقا دهد.
سلامت و شادابی جسم و روح، ارتقای سطح دانش و اطلاعات، بهبود و افزایش مهارت های فردی، آشنایی با شگفتی های جهان و از همه مهم تر شناخت بیشتر خداوند و به دست آوردن رضایت او، از جمله ویژگی هایی هستند که می توان به جای عادت بی ثمر "وقت گذرانی" به کار برد. وقت گذرانی مزیتی ندارد و تنها آدمی را به بیراهه یا سکون می کشاند. روح و جسم انسان را تحت تاثیر خود ضعیف می نماید و عقل را کوچک می کند.
"در هر صنعت، فرصت های نامحدودی وجود دارد. وقتی ذهن باز باشد، همیشه مرزی وجود دارد."
– چارلز اف. کاترینگ
داشتن ذهن باز به این معنی است که بخواهید ایده های جدید و متفاوت را بررسی یا دریافت کنید. یعنی انعطاف پذیر باشید و خودتان را با تجربیات و ایده های جدید وفق دهید.
ایجاد یک ذهن باز یکی دیگر از نتایج ارزشمند تفکر انتقادی و استدلال است.
دنیای امروز بیشتر از گذشته در حال تغییر و تحول است. برای همگام شدن با آن باید نسبت به تجربیات جدید و راه های نو نگاه کردن به مسائل فکر بازی داشته باشیم. اگر خودمان را به روز نگه نداریم از تکنولوژی های شگفت انگیز جدید مثل اینترنت، تلفن همراه، عکاسی دیجیتال، ipod و امثال آن عقب می مانیم. این تکنولوژی ها زندگی ما را ساده تر و هر روز جذاب تر می کنند.
یکی از مهمترین خصوصیات یک رهبر توانایی پذیرش اشتباهاتش است. ازآنجا که رهبران با مشکلات و چالش های بسیار زیادی روبه رو هستند و در جایگاهی هستند که می توانند تصمیمات بیشماری بگیرند (یا از برخی تصمیمات پرهیز کنند)، گاهی ممکن است مسائل خوب پیش نرود. نشانه یک رهبر بزرگ این نیست که از بروز اشتباهات جلوگیری کند، این است که وقتی مرتکب اشتباهی می شود، از آن درس بگیرد.
تقریباً همه ما یکبار درد برهم خوردن یک رابطه عاشقانه را در یک نقطه از زندگی تجربه کرده ایم. خیلی از افراد مجبورند که طی دوره دانشگاه با اولین شکست عشقی خود کنار بیایند. درک سختی و دردناک بودن برهم خوردن یک رابطه مهم مقدور نیست مگر اینکه خودتان هم شخصاً آنرا تجربه کنید. احساس غم و ناامیدی شدید واکنشی متداول به این اتفاق در زندگی است. تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که واکنش احساسی به برهم خوردن یک رابطه عشقی بسیار شبیه به واکنش به فقدان های بسیار بزرگتر و غم انگیزتر مثل مرگ یکی از عزیزان یا تشخیص یک بیماری خطرناک می باشد. در زیر به واکنش های احساسی متداول به برهم خوردن یک رابطه عاشقانه اشاره می کنیم:

تقریباً همه قبول دارند که صداقت بهترین سیاست است. اما بعضی وقت ها خیلی از افراد برای جلوگیری از جریجه دار کردن احساسات کسی یا دلایل دیگر دروغ های کوچک می گویند. در این مقاله به منطق دروغ های مصلحت آمیز می پردازیم.
برای همین به ادامه مطلب مراجعه کنید

احتمالاً بارها با واژه "تفکر انتقادی" برخورد کرده اید، اما معنی آن چیست؟ بعضی افراد ممکن است تصور کنند که به ایراد گرفتن و اشکال تراشی از ایده های دیگران برمی گردد اما معنی این اصطلاح این نیست. به طور کلی، تفکر انتقادی ایجاد و پرورش یک فاصله احساسی و عقلانی بین خودتان و ایده ها و نظرات است—چه این نظرات متعلق به خودتان باشد چه دیگران—تا بتوانید حقیقت، اعتبار، و معقول بودن مسئله ای را بهتر ارزیابی کنید.
تفکر انتقادی تلاش برای ایجاد ارزشیابی هایی منطقی و قابل اطمینان است تا ببینیم که چه چیزی را می توانیم منطقی باور کنیم و چه چیز را نمی توانیم. در تفکر انتقادی از ابزارهای علم و استدلال استفاده می شود چون در آن ارزش شک گرایی به ساده لوحی یا تعصب، منطق بر ایمان، علم بر فرضیه و عقلانیت بر خواسته اندیشی نشان داده می شود.
10 نکته برای افزایش تمرکز

نوشتن برنامه روزانه ممکن است به کارهایتان نظم و ترتیب دهد اما آیا کمکتان می کند که کارهای بیشتری را به انجام برسانید؟ نظم و سازماندهی کارها اهمیت زیادی دارد اما آنچه واقعاً به آن نیاز دارید داشتن تمرکز است. یعنی اینکه بتوانید بنشینید و چندین ساعت عمیقاً روی کارتان تمرکز کنید. نیم ساعت کار متمرکز خیلی مفیدتر و کارآمدتر از یک روز تمام با حواسپرتی است.
در ادامه مطلب به 10 نکته برای ایجاد تمرکز عمیق اشاره می کنیم

معیاری که برای انتخاب همسر استفاده می کنید مهمترین مسئله در موفقیت شما در آینده است؛ یعنی پایه و اساس اولویت هایتان که تقریباً انعکاسی از وجود خودتان است. از قدیم باور داشتند که متضادها همدیگر را جذب می کنند اما در دنیای واقعی روابط این به ندرت عمل می کند. البته درست است که همه ما به طریقی متفاوت هستیم اما میزان موفقیت رابطه هایی که دو نفر تفاوت های بسیار زیاد و عمیقی با هم دارند بسیار کم است چون نقاط مشکترک زیادی با هم ندارند و تقریباً 90% از زمانهایی که به فردی نزدیک می شوید که دقیقاً متضاد شماست، با شکست مواجه خواهید شد. بهترین روش این است که بااستفاده از معیار جفت یابی، درصد موفقیت خودتان را قبل از نزدیک شدن بسنجید.
این مطلب رو یکی از دوستان به اسم آرزو برام ارسال کرده امیدوارم واقعی باشه حالا بد نیست بخونیدش و نظر بدین
این مطلب، نوشته ای کوتاه و در عین حال جذاب است.. بخوانید و سرخوش گردید. مطالبی است که دالایی لاما برای سال 2008 افاده کرده است. خواندن و اندیشیدن در آن بیشتر از یکی دو دقیقه وقت نمی گیرد. این پیام را وانگذار. منترا باید حد اکثر ظرف 96 ساعت از دستان شما به دیگری برسد. در آن صورت، شما خبری بس خوش دریافت خواهید کرد. این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین و مذهب و طرز فکری؛ حتیٰ اگر شما اصلا خرافاتی نباشید و به این حرفها دل ندهید
اولین مطلب جدی من در سال ۸۸
برای خانمهایی که هنوز رفتار درست با آقایون رو نمیدونند (بخونید حالشو ببرید)(منبع:مردمان)

آیا جزء آن دسته از خانم های سلطه گر و خودمختار هستید؟! آیا انتظار دارید همه چیز مطابق میل و سلیقه شخصیتان باشد؟! می خواهید همسرتان بی چون و چرا تحت فرمان و اختیار شما باشد؟! شاید متوجه نباشید اما با این طرز برخورد فقط همسرتان را می آزارید. این روزها خانم ها تصورات غلطی از رابطه زناشویی پیدا کرده اند و فکر می کنند هر چه می گویند همسرشان باید اطاعت کند و موظف است که مانند غول چراغ جادو کلیه ی آرزوهای قلبی آنها را برآورده سازد.

افراد موفق بسیاری معتقدند که تنها دلیل موفقیت آنها این بوده است که به خود اجازه دادند تا شکست بخورند. حقیقت این مسئله زمانی مشخص می شود که در زندگی بسیاری از تاجران موفق جستجو کنیم. خواهیم دید که در راه رسیدن با اهدافشان، چطور بارها و بارها شکست خورده اند تا اینکه به موفقیت دست یافته اند.
چیز دیگری که به همین اندازه در موفقیت آنها مهم بوده این است که آنها می دانند چطور از انتقادات دیگران-چه سازنده باشد و چه نباشد- بهترین استفاده را ببرند. آنها با استفاده از انتقادهای دیگران تشکیلات خود را راه اندازی می کنند.
ظرفیت برخورد با انتقادات و پیشرفت کردن به واسطه ی انها یکی دیگر از عوامل مهم در موفقیت است. به نکات زیر در این رابطه دقت کنید تا شما هم بتوانید یکی از آن افراد موفق باشید.